سلام
ساحل نشيناز لحظه هاي افسرده تنهايي مي گريزم و در ابتداي خيابان عشق چشمان پر انتظارت را به دستان صميميت مي دوزم .حالا تو آمده اي و تنهايي من از تپش حضور تو شکسته است .تو آمده اي و با آمدنت آرزوهايم راکه چونان پرنده اي درقفس نااميدي زنداني بود، پروازداده اي .اي آزاده بهارآلود! من زيباترين شعرعشق را از چشمان تو مي خوانم .... آمدنت بهانه اي شد براي اينکه مرواريد هاي کوچک اشکم را چون دسته گلي در اي تو بريزم و نامت را در غزل هاي سبزم جاري